» 

diccionario analógico

انتشار دادن, گسترده بودنespreguiçar-se, estender-se, esticar-se - حضور داشتن؛, رفتن, رفتن، اسم مصدرassistir a, estar presente em, ir, ir a, ir ver, participar em - پر کردنencher, ocupar - اقامت داشتن یا کردن, دارای سکنه کردن, زندگی کردن, ساکن بودن در, ساکن شدن, مسكن دادن, مسکون کردنhabitar, morar, povoar, residir, viver - ساکن بودن, قرار داشتن؛ پر کردنmorar em, ocupar - دور نگه داشتن از, فاصله گرفتنmanter a distância, manter-se afastado - دست یافتن؛ نایل شدنalcançar - فرستادنpassar - منتهی شدنir - طول کشیدن, وسعت یافتن؛ امتداد داشتن, گسترش یافتنabranger, estender-se - بیرون آمدنprojetar-se - نشستن ؛ استراحت كررنdeitar, encontrar-se, estar, jazer, ser - sentar-se - encarar - ahorcajarse (es) - seguir - center on (en) - jazer - جزو چیزی بودن, قرار گرفتنfazer par, guardar-se - come (en) - اندازه گرفتن, تاق بستن, وجب كردن, وجب کردن, پل بستن, پل زدنatravessar - estar - تعیین محل کردن, نشستن ؛ استراحت كررنencontrar-se, situar[Spéc.]

estar (v.)

-

 


   Publicidad ▼