» 

diccionario analógico

نمایشنامه درام; نمایشpièce de théâtre[ClasseHyper.]

spectacle[Classe]

contenu écrit des livres[DomainDescrip.]

composition[Hyper.]

زیاده روی کردن, پر شور و غلو آمیز بیان کردن, یک کلاغ چهل کلاغ کردنdramatiser, se faire une montagne d'un rien - به صمرت نمایش درآوردنadapter pour la scène - jouer - زدنjouer, jouer de - نقش کسی را بازی کردنfaire, jouer, jouer le rôle - انداختن؛ بازی کردن, بخود بستن, در تاتر بازى كردن, رفتار متظاهر داشتن, رل بازى كردن, نقش بازی کردن, هنرپيشه شدن, هنرپیشه شدنfaire du théâtre, jouer, jouer la comédie, tenir un rôle - نمايش كوتاه, نمایش کوتاهsaynète - نمايشنامه نويس, نمایشنامه نویس, نمایش نامه نویس, پیس نویسauteur dramatique, dramaturge - نمایشیdramatique[Dérivé]

drame[Domaine]

Grand Guignol - theater of the absurd (en) - نمايش كوتاه, نمایش کوتاهsaynète - pièce de mistère, pièce de mystère - moralité - ministerium, mistère, mystère - Passion play (en) - drame satyrique[Spéc.]

وابسته به تسپيس شاعر يونانىdramatique - زیاده روی کردن, پر شور و غلو آمیز بیان کردن, یک کلاغ چهل کلاغ کردنdramatiser, se faire une montagne d'un rien - به صمرت نمایش درآوردنadapter pour la scène - jouer - زدنjouer, jouer de - نقش کسی را بازی کردنfaire, jouer, jouer le rôle - انداختن؛ بازی کردن, بخود بستن, در تاتر بازى كردن, رفتار متظاهر داشتن, رل بازى كردن, نقش بازی کردن, هنرپيشه شدن, هنرپیشه شدنfaire du théâtre, jouer, jouer la comédie, tenir un rôle - نمایشیdramatique - نمايشنامه نويس, نمایشنامه نویس, نمایش نامه نویس, پیس نویسauteur dramatique, dramaturge[Dérivé]

دستور اجرا, كاگردانى, مديريت, کاگردانیdidascalie, indication scénique - پردهacte[Desc]

drame (n.) • pièce (n.f.) • pièce de théâtre (n.f.) • théâtre (n.) • نمایش  • نمایشنامه (n.) • نمایشنامه درام (n.)

-

 


   Publicidad ▼